از کجا معلوم...

یک روز در روستا اسب پیرمرد فرار کرد
همه گفتند چه بد شانسی
پیرمرد گفت از کجا معلوم
چند روز بعد اسب پیرمرد با یک گله اسب برگشت همه گفتند عجب خوش شانسی
پیرمرد گفت از کجا معلوم
چند روزبعد پسر پیرمرد در حالیکه داشت یکی از اسبها را رام میکرد از پشت اسب به زمین خورد و پایش شکست
همه گفتند چه بد شانسی
پیرمرد گفت از جا معلوم
چند روز بعد ژاندارمها به روستا آمدند و همه جوانان را برای جنگ بردند بغیر از پسر پیرمرد که پایش شکسته بود
همه گفتند چه خوش شانسی و پیرمرد گفت از کجا معلوم ....
 

 

حالا زندگی ما هم پر از این « از کجا معلوم»اس پس بازم باید در همه حال شاکر و امیدوار بود چون از کجا معلوم سختیها و مشکلاتی که ما میکشیم ، دریچه ای باشه برای دیدن و حس کردن خوشبختی که روزی باید در این خوشبختی ... بازم از کجا معلوم که این مشکلات واقعا مشکل باشه که ما داریم . از کجا معلوم که دوست نزدیک ما که همیشه لبخند زیبایی روی لباش نشسته و موجب دلگرمی ما به زندگیه ، دلش پر از غم سنگینیه که  حتی نمیتونه بازگو کنه . از کجا معلوم که فردایی برای مهر و محبت و جبران همه کمبودهای زندگی باشه. از کجا معلوم که بازم دست نیازمندی که پر از اشتیاق فشردنه باشه . از کجا معلوم که دیگه فردا اشکی باشه که با دستای مهربونت از روی یه چهره غم دیده ای پاک کنی .از کجا معلوم که فردایی برای جبران و ابراز عشق و دستگیری از کسی باشه که در دوردست یا همین نزدیکی منتظر شنیدن یه کلامیه .پس بیائید مهربانانه بدون هیچ چشمداشتی حراج محبت کنیم چون از کجا معلوم شاید........

/ 1 نظر / 5 بازدید
اقلیما

آنکه خود را به ثانیه ها می بخشد در واقع تنها صاحب ساعت های زندگی است .