چه بگویم که ناگفتنم بهتر است

ثانیه ها میگذرند و به بازیچه بودن زندگی بیشتر پی میبرم 

در حالی که آرام قدم میزدم خاطرات نه چندان دور به سرعت برایم مرورشد ،باورم نمی شد برای پول همه وجود و هستی و احساس و ارزشها را لگدمال کند.در حالی که از پله ها پایین می آمدم سنگینی عجیبی را حس کردم سنگینی که اگر پدرم کنارم نبود در جا میماندم ...نسیم صورت خسته ام را نوازش میداد و انگار سکوت عجیبی هستی را  فرا گرفته بود که صدای غوغای درونم را واضحتر بشنوم ...

 جمله اش را  در دفترچه یادداشتم نوشتم که هیچ گاه فراموش نکنم

"دل فقط جای خداست و هیچ کس ارزش  وارد شدن به این حریم را ندارد ".این جمله در حالی که با سیاست گفته شده بود ولی برای من بزرگترین درس را داشت هر چند خیلی تلخ بود...

/ 12 نظر / 61 بازدید
نمایش نظرات قبلی
نیمای دورازدیار

آن یار کز او خانه ما جای پری بود سر تا قدمش چون پری از عیب بری بود اوقات خوش آن بود که با دوست به سر شد باقی همه بیحاصلی و بی ثمری بود ------- سلام مهربون[گل] ....

خادم خلق الله

با سلام با تشکر از حضور شما و مطلب جالبتون . با مطلبی دیگر در خدمتم . [گل]

همسفر

عزیز نگران نباش من باتو می مونم وهمسفرت میشم واتفاقا کسی که با دله تو همسفر بشه هیچ موقع دربه در نمیشه چون مثل تو کمترکسی پیدامیشه[گل][گل][گل]

همسفر

عزیز نگران نباش من با تو می مونم و همسفرت میشم واتفاقا کسی که با دله تو همسفر بشه هیچ موقع دربه در نمیشه چون مثل تو کمترکسی پیدامیشه[گل]

محمد رادمان

سلام از این که به وبلاگ من سر زدی و پیام گذاشتی، ممنونم. با وجود این که بوی معنویت از وبلاگت میاد ولی بوی امید کم رنگه!

دارکوب

دل فقط جای خداست و هیچ کس ارزش وارد شدن به این حریم را ندارد، الا آنکه در مسیر خدا باشد ...

دارکوب

حضور پدر در این لحظات خیلی غنیمته. خیلی

خادم خلق الله

با سلام و با تشکر از حضور شما در وبم و منتظر حضور مجدد شما هستم [گل]

ناشناس بی نشان

واقعا تیتر حرف خوبی رو زدنی چه بگویم که ناگفتنم بهتر هست[گل]

ح.( یه رهگذر)

یه زمانی همه چی بو داشت. بوی عید، بوی امتحان ثلث سوم، بوی اول مهر، بوی ماه رمضون، بوی عصر تابستون. ولی چندوقته همه چی بی بو و خاصیت شده الان فقط حرفا بوداره. فقط از آدما بوی نامردی میاد. دلم برای بوهای قدیم تنگ شده