خنده مستانه و گریه پنهانی بر مسیری که تو آنرا برایم شسته ای...

چقدر زیباست زیر باران قدم زدن و سرمست شدن ...سرمست از باریدن باران ، گاه خنده مستانه و گاه گریه شوق...خیس خیس همه وجودت با باران یکی شود .تک تک قطرات باران خود را مشتاقانه به آغوش باز و نگاه مشتاق تو برسانند و تو محو تماشای زیبایی باران شوی و باران به آرامی با دستهای مهربانش گرد و غبار غم و تنهایی را ازتنت بشوید و با صدای پر شور خط بطلانی بر سکوت دیرینه ات  زند و همه جا را پر از شور وهیاهو کند .من سرمست بخشندگی و طراوت و زیبایی اش هستم...وای باران چقدر دوستت دارم خنده مستانه و گریه پنهانی بر مسیری که تو آنرا برایم شسته ای و از وجود مهربانت سرشار و خیس شوم و در حالی که به خانه میرسم همه بگویند دیوانه باران آمد و باز به من بخندند و ندانند با تو چه لحظه های نابی راتجربه کرده ام.نمیدانند که چه لحظه هایی قطرات اشکم در حرم آغوش گرمت پنهان شد و خنده مستانه ام را به نمایش گذاشتی تا تلالو اشکم را بیگانگان نبینند.نمیدانند که چه ساعتها به صدای مبهم و زیبایت گوش فرا دادم و با تو سخنها گفتم .نمی دانند که دوران زیبای کودکی و شعر" باز باران با ترانه" وخنده ها و شیطنتتها یی که هنوز نقل مجلس دیگران است را برایم زنده میکنی .نمی دانند که چقدر نگاهم در پشت  پنجره خیس و مات تو شسته و عوض شد .نمی دانند که من زیبایی را در اوج فداکاری و مهربانی میدانم و بس...باران خیلی دوستت دارم ... به خاطر اینکه برای شادی و سرمستی دیگران می گریی و اوج بزرگواریت که از عرش خود را به فرش میرسانی تا دانه را از اسارت خاک رهایی بخشی و شکوفا شدنش را بنگری ...باران باز از عمق وجودم فریاد میزنم که خیلی بزرگوارو بخشنده ای و من تو را بی نهایت دوست دارم ...باران جان شده ای همه وجودم ...زیبا ...دلنشین ...با وقار و فداکار ..کاش من هم قدری از تو می آموختم، از تویی که این قدر ادعای دوست داشتنت را دارم....

باران که می آید تو در راهی /از دشت شب َتا باغ بیداری/از عطر عشق و آشتی لبریز/با ابر و آب و آسمان جاری... 

ََ

/ 15 نظر / 8 بازدید
نمایش نظرات قبلی
رشید داودی

سلام بعد از یه مدت طولانی باز هم اومدم آمده ام باز بگویم سلام [گل][گل][گل][گل][گل] یا مهدی: شاید برای آمدنت دیر کرده‌ای وقتی نگاه آینه را پیر کرده‌ای دیری است آسمان مرا شب گرفته است خورشید من برای چه تأخیر کرده‌ای؟ این بارش بهاری من هم خلاصه شد در آن دو قطره اشک که تبخیر کرده‌ای قلب مرا شکستی و یادم نبود که با تکه‌هاش عاطفه تکثیر کرده‌ای با آتشی که داغ غم تو به دل زده من را در عشق منشأ تأثیر کرده‌ای وقتی که این همه ز غمت شکوه می‌کنم شاید برای آمدنت دیر کرده‌ای [گل][گل][گل][گل][گل]

پیمانه

باران گناه زمین را می شوید و اشک گناه آدمی را .... پیوند عجیبی است میان باریدن باران و اشک ..... در میان خاطرات کوچه های باز بارانت ! همدردیم ......

باراني

سلام باران عزيز [گل] هر کدوم از معجزه‌هاي طبيعت حس خوبي همراه داره که مي‌تونه پيام‌آور بسياري از طراوت‌هاي زندگي در وجود ما باشه... هميشه لبريز از ترانه‌هاي طبيعت باشيد... [لبخند][گل][گل][گل]

ابي

خوشبحالت با اينكه فكر مي كني در زندگي مشگل داري اما مي توني از موهبتهاي خدا اينقدر خوب استفاده كني

ستاره

سلام باران جان ! فوق العاده زیبا بود [گل] ممنون از حضور سبزت بازهم پیشم بیا ، خوشحال میشم [لبخند] پایدارو سربلند باشی [خداحافظ]

نسیم وصل

سلام بر شما دوست عزیز پیشاپیش عید نوروز را به شما تبریک می گویم امیدوارم سال خوبی داشته باشی خیلی خوب ارزومند برامورده شدن ارزوهایت و طلوع شادی هایت نسیم وصل

مونا

اومدم که عید رو به همه تبریک بگم،همین!

رشید داودی

به نام خدا سلام عیدتون با تاخیر کم مبارک باشه[گل][قلب][لبخند] تو می آیی در حالی که دستهایت پر از گلهای نرگس است. تو دل سرد یکایک ما را با نواهای گرمت آفتابی می کنی و کعبه عشق را در آنها بنا خواهی کرد. دست نوازش بر سر میخک هایی خواهی کشید که باد کمرشان را خم کرده است. تو حتی بر قلب کاکتوسها هم رنگ مهربانی خواهی زد. تو می آیی و با آمدنت خون طراوت و زندگی در رگهای صبح جریان پیدا خواهد کرد. التماس دعا

رشید داودی

سلام [گل][گل][لبخند][گل][گل] مولای من! در کوچه های بی قرار دلم ، نسیمی از عطر دل انگیزت پیچیده است و بهار بهار شکوفه از در و دیوار می بارد . آسمانش از موج موج نگاهت ، آبی آبی است و خورشید خورشید، نورعشق بر شهر می پاشد. در هر کوی و برزنش درخت درخت مهر تو روییده . و سبزه سبزه زیبایی عشق سر زده و جویبار جویبارامید بر پایشان جاری است ؛ امید آمدن تو ... ای حجت خدا ! شهر دلم آباد است از یاد تو و سرمست از نام تو، اما چه سود ! که ناکام است در فراق تو ... ای تک سوار غریب ، یا فارِسَ الحجاز ! [گل] التماس دعا

رشید داودی

سلام [گل][گل][لبخند][گل][گل] مولای من! در کوچه های بی قرار دلم ، نسیمی از عطر دل انگیزت پیچیده است و بهار بهار شکوفه از در و دیوار می بارد . آسمانش از موج موج نگاهت ، آبی آبی است و خورشید خورشید، نورعشق بر شهر می پاشد. در هر کوی و برزنش درخت درخت مهر تو روییده . و سبزه سبزه زیبایی عشق سر زده و جویبار جویبارامید بر پایشان جاری است ؛ امید آمدن تو ... ای حجت خدا ! شهر دلم آباد است از یاد تو و سرمست از نام تو، اما چه سود ! که ناکام است در فراق تو ... ای تک سوار غریب ، یا فارِسَ الحجاز ! [گل] التماس دعا