بعد از چندین ماه سکوت...

بعد از چندین ماه سکوت  برگشتم . به خاطر مشکلی که چند ماهیه برام پیش اومده زن دایی ام گفت : از داییت بخواه که جوابت رو بده که حتما جواب فامیل رو زودترمیده و هم شهیده وخیلی مقام داره ...

دیشب در حالی که عکسش دردستا نم بود وبا نوک انگشتانم تمام زوایای صورتش را لمس میکردم و محو ابهت نگاه مهربانش بودم دستی به پهنا به صورتش کشیدم وگفتم: منو میشناسی؟ خیلی بزرگ شدم نه؟!!یادته چقدر دوستت داشتم و چقدر دوستم داشتی ؟یادته از جبهه اولین جایی که میومدی خونه مابود؟یادته که چقدر عاشق شیطنت های بچه گانه م بودی ؟یادته با چادررنگی مامان بزرگ قنداقم کردی و گفتی حالا اگه میتونی راه برو ومن هر چی تقلا  کردم نتونستم و می افتادم زمین و خنده زیبات فضای خونه رو پر کرده بود.یادته میخاستی کمتر شیطونی کنم برام قایق کاغذی درست کردی و توی حوض انداختی و گفتی بیا فوتش کنیم من هم چند تا فوت کردم وگفتم بقیش رو خودت فوت کن ورفتم دنبال شیطنتهای بچه گانه م ،تو هم با نگاه مهربونت همراهیم کردی و خندیدی و باز رفتی تو فکرکه چه جوری میشه این وروجک رو یه جا نگه داشت...یادته توی حیاط بزرگ و با صفای مامان بزرگ قایم موشک بازی میکردیم؟ یادته تابستون توی کوچه بن بستتون بازی میکردیم بستنی فروش دوره گردی داد میزد بستنی و یه لحظه از نگام خوندی که چقدر دلم بستنی میخاد اونوقت رفتی و برای همه بچه ها بستنی خریدی یادته اینها رو؟؟؟دایی جون تو قایم موشک روزگاربه غفلت چشم گذاشتم و تو برای همیشه رفتی نمیتونم پیدات کنم کجایی؟دایی جون دلم خیلی چیزا میخاد ولی نه دیگه بستنی...الان هم به اندازه قدیما دوستم داری و از نگام میتونی بخونی که چی میخام؟!!دایی جون دلم برای خیلی چیزا تنگ شده کاش اینجا بودی تا سرمو میذاشتم رو شونه مهربونت و با نگام حرف دلمو میخوندی ،دلم برای حس دستهای مهربونت که به پشتم میزدی تنگ شده ،دلم برای نقاشیهات ،خنده های زیبات ،مهربونیات ،حضورت و ...وای خدای من چقدر دلم برای بودنش تنگ شده ...خدایا پر از حس فریادم میخام فریاد بزنم خودت که میدونی خدااااااا

باز دستانم به روی عکس مهربانش لرزید و اشک آرام به روی صورتم لغزید و دیگرنتوانستم سبکی عکسش  که سنگینی نبودنش را بیشتر نشان میداد،تحمل کنم .عکس را آرام کناری گذاشتم و باز سکوت ،دوست همیشگی ام مهمان لحظاتم شد...و باز هم سکوت و سکوت و سکوت

/ 14 نظر / 15 بازدید
نمایش نظرات قبلی
دارکوب

فمن یتوکل علی الله فهو حسبه [گل] هرکس به خدا توکل کنه ، خدا براش کافیه

روزگار

سلام ... مرسی از بابت کامنت . مطالب خوبتون رو حتما می خونم !

عشق جدید

سلام ...اگر مشتاق هستيد تا بدون هيچگونه هزينه اي درامد كسب كنيد ....به سايت من سر بزنيد وعضو شويد منتظر حضورتان هستم

خادم خلق الله

با سلام و تبریک سال نو به شما . امیدوارم سال پربار و سرشار از موفقیت داشته باشید[گل]

کاظمی

سلام حالتون چطوره چون مطمئنم ظرفیت انتقاد و داری خیلی صریح میگم: چند بار که مطالبتو خوندم احساس کردم مثل همه ما خیلی به بعد دینی زندگی میپردازی و هر چیزی و از زاویه دین میبینی اشکالی نداره ولی زندگی ابعاد دیگه ای هم داره که همگی به نوبه خود مهم اند. به قول اون استاد چراغ دین روشنگر است ولی اگه فتیلش زیاد بالا باشه دود میزنه و تاریک میشه. شاید وقتش رسیده باشه که فتیله دین رو بکشیم پاییتنتر و از نورش بیشتر استفاده کنیم. لطفا به سایت من یه سر بزن و نظر بده