من پای کتاب و از اتاق دخترم  صدای آهنگ نسبتا بلند...کتاب را میبندم و گوش میسپارم...زیباست...

راه میفتم توی جاده خیس...انگاری جز من دیونه دیگه هیچ کسی نیست....همه جا ساکته...فکرم پیشته...دوستت دارم....خیلی بیقرارم....آروم ندارم...دوست دارم که ی بار سرمو رو شونت بذارم....دستامو بگیر نذار دیونه بشم ...

/ 2 نظر / 21 بازدید
khalil

زیباست،پیروز باشید

آسمانی

هوا بارانی ست ... ولی شیشه ؛ چرا بخار نمی گیری ؟ نترس ؛ رفت … دیگر اسمش را رویت نمی نویسم !