بزرگتر ین کادوی تولد

باز هم نوشتم

بدون ثبت نام دعوتم کردند واین برایم معجزه ای بسی شیرین بود
اولین روز روز تولدم درحرم جدم رسول الله ...حضور مهربانش را حس میکردم نگاهم به افق صحن زیبایش دوخته شد و آرام زیر لب گفتم یا جَدا، مهمان شمایم و هنوز کادوی تولدی نگرفته ام امسال از شما که دعوتم کردید کادوی تولد ... چیزی نمی گویم که خوب میدانم آرزوهایم اندک و لطف شما بی نهایت و سخاوتتان زبانزد...( ناگفته نماند که بزرگترین کادوی تولدم را امسال گرفتم و آنهم حضور در حرم جدم در سالروز تولدم...بی نهایت سپاسگزارم خدا)
لحظه لحظه دیدار است ،به کاسه کوچک دلت نگاه میکنی و بارش وسیع باران رحمتش،به کوچکی وبی لیاقتی خود مینگری و این همه لطف .اینجا میقات است ، حرم امن ،حرم امنش... آهسته گام برمیداری و هیچ نمیدانی ،نزدیکتر می شوی و نمیدانی کجای راهی...هیچ فکری در خاطرت نمیگنجد و سینه ات را سنگینی عجیبی می فشارد .صدای ضربان قلبت را به وضوح میشنوی ،حس عجیبی تمام وجودت را فرا میگیرد شاید چیزی شبیه شوق و ترس...چندین پله و می نگری همه سربر خاک ...تو نیز بی اختیار سر بر آستان جان می سایی وانگار باید فرود بیایی تا اوج بگیری ،دلت میخواهد زمان متوقف شود، انگار در آغوش مهربانش جای داری و حضورپر مهرش را بیشترحس می کنی نمی توانی یادی از آرزوهایت کنی ،آروزهایی که ..انگار آرزویی نداری و بی نیاز بی نیازی .انگار همه چیزبرایت آماده و مهیا بوده ست و تو تنها سپاسگزارالطافش میشوی...
                  گاهی برای دیدن عشقت            باید سر از رو مهر برداری
حالا ایستاده ای روبروی خانه ای که آرزوی چندین ساله ات بوده، مکعبی تو خالی بدون معماری چشم نواز استاد ماهری...پر از خالی می شوی و دوباره تهی...تهی بودن را تجربه میکنی در حالی که غنی هستی و پُر ...آماده میشوی برای طواف برای چرخیدن حِس ات چونان پروانه است پروانه ای از جنس شمع..رسیده ای به هستی، به مرکز ابدیت، به اصل خویش ...همه جا "هو" ست همه جا چون هوا کجای راهی؟ در پی چه ای؟..کعبه یک سنگ نشانست که ره گم نشود/حاجی احرام دگر بند...
با رنگ جامه ای که یاد آور لحظات مرگ و تولد است شاید آماده مردن و زنده شدن می شوی تولدی دوباره و تو تنها نظاره گری، نظاره گر...اینجا باید خود را جا بگذاری ، خود و منیتت را جا بگذار تا "هو" را با خود ببری.


هر جای دنیایی دلم اونجاست /من کعبه مو دور تو میسازم /من پشت کردم به همه دنیا / تا رو به تو سجاده بندازم/ هر روز حسم تازه تر میشه/ غرق تو میشم بلکه دریا شم/ بیزارم از اینکه تمام عمر/ از روی عادت عاشقت باشم

/ 12 نظر / 16 بازدید
نمایش نظرات قبلی
هادی

اول سلام دوم اینکه زیارت شما قبول اینکه خداوند این توفیق را شامل حال بنده ای می کنه حتما حکمتی داره خیلی ها بودن که شرایط رفتن به این سفر معنوی را داشتن اما به هر دلیلی امکان رفتن پیدا نکردن یا شاید خداوند به اونا اجازه این سفر را نمی ده شاید این سفر شرایطی می خواد تا در خودت بوجود نیاری راهی نمی شوی نمی دانم فقط می دانم که این توفیق نصیب هر کسی نمی شه بازم می گم خوشا به سعادتتون و امیدوارم بازم این سفر نصیبتون بشه ما را هم دعا کنید

هادی

اول سلام دوم اینکه زیارت شما قبول اینکه خداوند این توفیق را شامل حال بنده ای می کنه حتما حکمتی داره خیلی ها بودن که شرایط رفتن به این سفر معنوی را داشتن اما به هر دلیلی امکان رفتن پیدا نکردن یا شاید خداوند به اونا اجازه این سفر را نمی ده شاید این سفر شرایطی می خواد تا در خودت بوجود نیاری راهی نمی شوی نمی دانم فقط می دانم که این توفیق نصیب هر کسی نمی شه بازم می گم خوشا به سعادتتون و امیدوارم بازم این سفر نصیبتون بشه ما را هم دعا کنید

مجید غفورزاده

سلام وبلاگت را دیدم .خیلی خوب بود .ماشاالله بازدیدکننده هم که خوب داره.فقط یه کم حرفات کلیشه ایه .همین خداحافظ..................

مجید غفورزاده

سلام وبلاگت را دیدم .خیلی خوب بود .ماشاالله بازدیدکننده هم که خوب داره.فقط یه کم حرفات کلیشه ایه .همین خداحافظ..................

هيشكي

باران زیباترین جلوه طبیعت است و من عاشق این جلوه و آرزویم در این چند ماه قدم زدن با تو در زیر باران از انتهای جنگل تا لب دریا بود و افسوس ... سقوط دانه های باران در دریا را دیده ای که چگونه جذب آب دریا میشود ف تماشای این صحنه آنقدر زیباست که آدم اصلا نمیفهمد خیس شده

م ح

سلا م سکوت تلخی نیست بی مهری نیست بی کسی و غربت نیست عالمی است بین من و خدا... التماس دعا موفق باشیدhttp://tanhatarinemam.persianblog.ir

گمنام

بیا باغ و گل بی قرار تو اند / شب و پـنجره وامدار تواند در این بغض و تردید و ناهمدلی / دل و دیـده در انتظار تو اند . . . اللهم عجل الولیک الفرج[گل]

خادم گمنام

إِلَهِي عَظُمَ الْبَلاءُ وَ بَرِحَ الْخَفَاءُ وَ انْكَشَفَ الْغِطَاءُ وَ انْقَطَعَ الرَّجَاءُ وَ ضَاقَتِ الْأَرْضُ وَ مُنِعَتِ السَّمَاءُ وَ أَنْتَ الْمُسْتَعَانُ وَ إِلَيْكَ الْمُشْتَكَى وَ عَلَيْكَ الْمُعَوَّلُ فِي الشِّدَّةِ وَ الرَّخَاءِ اللَّهُمَّ صَلِّ عَلَى مُحَمَّدٍ وَ آلِ مُحَمَّدٍ أُولِي الْأَمْرِ الَّذِينَ فَرَضْتَ عَلَيْنَا طَاعَتَهُمْ وَ عَرَّفْتَنَا بِذَلِكَ مَنْزِلَتَهُمْ فَفَرِّجْ عَنَّا بِحَقِّهِمْ فَرَجا عَاجِلا قَرِيبا كَلَمْحِ الْبَصَرِ أَوْ هُوَ أَقْرَبُ يَا مُحَمَّدُ يَا عَلِيُّ يَا عَلِيُّ يَا مُحَمَّدُ اكْفِيَانِي فَإِنَّكُمَا كَافِيَانِ وَ انْصُرَانِي فَإِنَّكُمَا نَاصِرَانِ يَا مَوْلانَا يَا صَاحِبَ الزَّمَانِ الْغَوْثَ الْغَوْثَ الْغَوْثَ أَدْرِكْنِي أَدْرِكْنِي أَدْرِكْنِي السَّاعَةَ السَّاعَةَ السَّاعَةَ الْعَجَلَ الْعَجَلَ الْعَجَلَ يَا أَرْحَمَ الرَّاحِمِينَ بِحَقِّ مُحَمَّدٍ وَ آلِهِ الطَّاهِرِينَ

خادم گمنام

این هم معنی دعا.... خدايا گرفتارى بزرگ شد،و پوشيده بر ملا گشت،و پرده كنار رفت،و اميد بريده گشت،و زمين تنگ‏ شد،و خيرات آسمان دريغ شد و پشتيبان تويى،و شكايت تنها به جانب تو است،در سختى و آسانى‏ تنها بر تو اعتماد است،خدايا!بر محمّد و خاندان محمّد درود فرست آن صاحبان فرمانى كه اطاعتشان را بر ما فرض نمودى،و به اين سبب مقامشان را به ما شناساندى،پس به حق ايشان به ما گشايش ده،گشايشى زود و نزديك‏ همچون چشم بر هم نهادن يا زودتر،اى محمّد و اى على،اى على و اى محمّد،مرا كفايت كنيد،كه تنها شما كفايت‏كنندگان منيد،و يارى‏ام دهيد كه تنها شما يارى‏كنندگان منيد،اى مولاى ما اى صاحب زمان،فريادرس،فريادرس،فريادرس، مرا درياب،مرا درياب،مرا درياب،اكنون،اكنون،اكنون،با شتاب،با شتاب،با شتاب،اى مهربان‏ترين مهربانان به حق محمّد و خاندان پاك او. التماس دعا