دیروز هم مثل ...

تولد گرفتن و تبریک گقتن خیلی خوبه چون آدما میفهمند که هنوز هم یه مناسبتی هس که به یاد دوستاشون بیفتن ولی آیا تولد اینه که یه روز فقط به یاد دوستمون باشیمون و 364 روز توی تنهایی خودش غرق باشه و فراموشش کنیم این اس ام اسی بود که برای یه دوست بسیار عزیز فرستادم دلم میخاست بهش بگم که اگه الان تنهام به این خاطر نیس که ...هیچی دوستهای واقعیو از هم جدا نمیکنه درسته روزمررگی و گرفتاریها باعث کمرنگ شدن روابط میشن ولی مهم دله که همیشه نقش یار در اون موندگاره .
دیروز یکی از دوستان بسیار عزیزم باعث شد که دوباره خیلی چیزا برام یاد آوری بشه.اون از پشت تلفن میفهمه که من خوشحالم، ناراحتم ،گریه کردم، بی حوصلم و .... حتی اگه همیشه هم با یه تن صدا باهاش حرف بزنم بازم مبفهمه .خیلی جالبه که وقتی هر کدوممون ناراحت باشیم یا مشکلی برامون پیش بیاد نا خود اگاه به یاد همدیگه مییفتیم و تنها چیزی که این وسط میتونه فرسنگها راه را برامون کم کنه تلفنه و اسم این رابطه رو فقط میذارم روح واحد
اون دیروز به من تلفن کرد و در حالی که سلام کرد بی مقدمه پرسید: چی شده؟گریه کردی؟منم چون  میدونستم نمیتونم چیزیو ازش پنهون کنم فقط سکوت کردم و اونم از سنگینی سکوتم باز همه چیزهای نگفتمو فهمید
دیروز هم مثل بقیه روزا گذشت و تنها چیزی که میمونه نقش مهربونیای دوستائیه که خیلی هاشون گمنامند.
متولد شدم در حالی که نمی دانستم به کجا وارد شده ام متولد شدم در حالی که نمی دانستم برای زنده ماندن باید نفس بکشم متولد شدم در حالیکه با ضربه ای محکم فهمیدم باید از ته دل ضجه بزنم و اینجا بود که برای اولین بار فهمیدم دنیایی که به آن وارد شده ام جای راحتی نیست متولد شدم در حالی که نمی دانستم آیا کسی از ورود من به جهان خاکی شاد شده است یا نه ؟ متولد شدم در حالی که خاطراتی مبهم از سرزمینی بهشتی داشتم و کودکانی از جنس نور که همبازیان من بودند متولد شدم در حالی که خود هیچ نقشی در آمدن به این دنیا نداشتم اما ...

تولد من هیچگاه به آن بعد از ظهر تابستانی محدود نشد ... من بارها و بارها متولد شده ام به گونه ای که نمی توانم بگویم چند بار ... هر بار که از سرزمینی بهشتی مرا فرا می خوانند من دوباره متولد می شوم هر بار که به قدر ذره ای بهشتی می شوم دوباره متولد می شوم هر بار که به قدر سر سوزنی انسانیت را حس می کنم دوباره متولد می شوم و تا زمانی که تولد پیاپی من ادامه بیابد من هیچگاه معنی مرگ را نخواهم فهمید . آری تولد من حتی بعد از مرگم نیز ادامه خواهد داشت ...  نوشته دکتر علی شریعتی

/ 1 نظر / 13 بازدید
فدایی

هيچ كس لياقت اشكهاي تورا ندارد و كسي كه لياقت اشكهاي تو را دارد هيچ گاه اشك تو را در نخواهد آورد کسی که چرایی در زندگی دارد ٬ با هر چگونه ای خواهد ساخت .